روزمرگی هایم...

دانشجوی علم طب

روزمرگی هایم...

دانشجوی علم طب

بایگانی
  • ۰
  • ۰

شکرگزار باش!

دیدین یه عده صبح شنبه که میشه، هی غر میزنن ای باباااا، حالا باید بریم سر کار و بدبختی! 

یا یه عده کنکوری که درس میخونن

اه! اینم شد زندگی؟! از صبح شنبه دوباره هی بشینیم درس بخونیم... 



خلاصه اگه که صبح شنبه، کاری داری که خودت رو برای انجام دادنش آماده میکنی، سرت گرمه، هر چند بی حوصله و عنق! 

خدا رو شکر کن... 

خیلیا هستن که

صبح شنبه

سرگردونن... از بیکاری... از حس بی مصرفی... از خجالت جلو خانواده شون... 

صبح شنبه شون، مثل غروب جمعه اس! 

آره!! 

دیدم که میگم... 

  • ۹۶/۱۱/۲۱
  • Hope ful

نظرات (۹)

قربانت عزیزم ممنونم از محبتت یه دنیا :****
پاسخ:
:)))
الان شما از اونایید که بیکاری اذیتتون میکنه؟
پاسخ:
نه خیر، تو کامنتهای قبل گفتم که منظور پست خودم نبودم. 

واااای ممنونم ازت عزیزدلم . چشم من هروقت غر داشتم خدمت میرسم :)))
پاسخ:
تشریف بیارین، قدم تون سر چشم😄
اوا نگاه کن اینقدر که حواس پرتم من !! :( ببخشید . آره اشتباه زدم اسمو 
پاسخ:
؛))
به هر حال، وب من پذیرای غر های شماست. هر وقت  از روزگار به تنگ اومدی، بیا اینجا:))
ممنونم ازت عزیزم . راستش دچار بحران روحی شده بودم معذرت میخوام که  غرهام رو اینجا خالی کردم ولی سبک شدم مرسییی :**
پاسخ:
با اسم srt کامنت گذاشته بودی؟ 
:)
این مدت هم که من درگیر کار دفاع بودم و جز این همش تو خونه
فوق العاده حس بدی داشتم و کاملا میفهمم چی میگی
پاسخ:
البته منظورم افرادی بود که برای شغل به هر دری میزنن باز هم درها به روشون بسته اس و شرمنده خانواده شونن و حس سر باری دارن... 

خدا رو شکر که دفاع ات هم به خیر و خوشی تموم شد، ما که فعلا ب بسم الله هستیم😅
میدونی من ناشکری نمیکنم ولی تو همین که مسیرت مشخص شده و میدونی توی این مسیر داری تلاش میکنی خیلییی ارزشمنده واقعا من هنوز بلاتکلیف کنکورم :((
پاسخ:
این پستی که گذاشتم ربطی به خودم نداشت اصلا. صرفا برای تنگر گذاشتمش... 
میفهممت چی میگی، بارها و بارها قبل کنکور شنبه هاو روزهایی رو تجربه کردم که از بلاتکلیفی و پا در هوا بودن از خدا خواستم زندگیم رو همونجا تموم کنه. به خصوص که آینده ی خانواده ام به کنکور و نتیجه ی من گره خورده بود. 
صبر کن و هر چی که ازت برمیاد برای خواسته ی دلت خرج کن که بعدا خودت رو بابت کم کاری حاصل از افکار منفی سرزنش نکنی. 
در نهایت
از خدا میخوام که، خواسته ی دلت با خیر و مصلحت خدا یکی بشه😉🙏
راستش هر دوتاشون:دی
الان صبح شنبه است و من بیکارم 
هفته ی بعد صبح شنبه از هفت و نیم تا پنج و نیم بعد از ظهر کلاس داریم:))
پاسخ:
ما از دوشنبه باید بریم😁
ههیییییی زندگی
پاسخ:
+ یا - ؟😂

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی