روزمرگی هایم...

دانشجوی علم طب

روزمرگی هایم...

دانشجوی علم طب

بایگانی
  • ۰
  • ۰

در کلام مولوی سستی هایی را میبینیم که در کلام شاعرانی همچون سعدی و حافظ به چشم نمیخورد. آن بزرگواران میناگر و گوهرتراش بودند و با حوصله و بادقت، کلام خود را در میزان بلاغت وزن می کردند و ابیات خود را، حتی بعد از گذشت سالها، مرور و تصحیح و تنقیح می کردند. یکی از دلائل وجود اختلاف در نسخه های آثار این بزرگواران به ویژه حافظ، همین بوده است. سعدی هم اهل این میناگری ها بود . اما مولوی چنین نمیکرد. احوال و زندگانی او نشان میدهد که او اهل بازگشت به گذشته نبوده. به تعبیر خود او:

هست هشیاری ز یاد ما مضی

ماضی و مستقبلت پرده خدا

آتش اندر زن به هر دو تا به کی

پر گره باشی از این هر دو چو نی

تا گره با نی بود همراز نیست

همنشین آن لب و آواز نیست 

هم اکنون در آثار مولوی ، هم در مثنوی و هم در دیوان کبیر، ابیات بسیاری وجود دارد که نیمه بلیغ اند و دارای پاره ای کاستی ها و کژی های لفظی. این ابیات را میتوان با اندکی دست کاری به ابیاتی بسیار بلیغ تبدیل کرد. باور نمیتوان کرد که فرد ادیب سخن شناس و ذولسانی مثل مولوی نمیتوانسته با تغییر کوچک لفظی به لفظ دیگر، بلاغت اشعارش را ده چندان کند. این امر نشانه ی آن است که مولوی به گذشته برنمی گشته است و آنچه را که می آفریده به گذشته متعلق می دانسته است. او رو به آینده داشت و به دنبال آفرینش موجودات نو و اندیشه های تازه بود. مثنوی محصول ذهن رام نشده و وحشی مولاناست... 



+ به جرئت میتونم بگم 99.9% بیچارگی ها و مشکلات من به خاطر همین گیر بودنم به گذشته و آینده اس. عملا همیشه حال رو از دست میدم! یا فکرم درگیر گذشته اس و کارهایی که کردم و کارهایی که نکردم و سرزنش کردن خودم در هر صورت! یا نگران آینده ی نیومده. نمونه اش همین الانم... از صبح همین جور دارم خودخوری میکنم که چرا تو طول ترم درسامو درست نخوندم و همه اش بی راهه رفتم... یا دارم شور میزنم اگه تا فردا نتونم اونجور که میخوام بخونم چی؟؟ در هر دو موردش هم کاراییم میاد پایین

آدم اگه عاقل باشه حال رو میچسبه... من مدتهاست دارم سعی میکنم اینجوری اسیر نباشم اما نمیدونم چرا موفق نمیشم

شاید از این به بعد با خوندن این قسمت از کتاب، بهتر بتونم به خودم غلبه کنم... 

برای گیر نبودن به گذشته، یادم بیاد که شخص بزرگی مثل مولانا حتی برنمیگشته آثار قبلیش رو تصحیح کنه... باید حال رو بگیریم، رو به آینده! 

  • ۹۶/۱۰/۲۱
  • Hope ful

نظرات (۱)

آخ آخ آی گفتی! منم متاسفانه بیشتر وقتا همینطورم ؛ چرا یعنی واقعا ما دمی را غنیمت نمیشمریم !!؟؟ فردا رو کی دیده اصلا که ما خودمون رو واسش داغون میکنیم . 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی