روزمرگی هایم...

دانشجوی علم طب

روزمرگی هایم...

دانشجوی علم طب

بایگانی
  • ۱
  • ۰

آنا

و من همچنان هروز ساعتها توی ذهنم با آناتومی و متعلقاتش challenge دارم!
خدا رو شکر اما احساس میکنم) اگه احساسم اشتباه نکنه! ( حالا که اندام تحتانی رو شروع کردم و کلی تر میخونم و پا پیچ همه مطالب نمیشم،  یه جورایی دستم اومده با این چغر بد بدن چه جور رفتار کنم و حالا بهتر توی ذهنم جا میگیرن.
اما معضل دیگری وجود دارد به نام امتحان عملی!

جناب ن که دانشجوی کارشناسی ارشد علوم تشریحی هستن ) از قیافه اش میباره از اون خرخوناستا( مربی آناتومی عملی ما بودن...

هی هر جلسه به جای درس دادن زل میزد تو چشم ما این چیه؟ اون چیه؟ ما هم لال بودیم کلا...  در آخر جناب ن با کلی تهدید افتادن و تحقیر ما رو بدرقه میکردن!
یه جوری با روح و روان من بازی شده این مدت که تو خواب هم اثراتش رو میبینم،  به شرح ذیل:

دیشب خواب دیدم با اون چند نفری که تو کلاس میخوام سر به تنشون نباشه تبعید شدیم به یکی از روستاهای شمال با همین آب و هوای مه آلود و ابری و فلان...
رسیدیم به یه دخمه

یه پیرمرد مو پشمکی که دست نشانده جناب ن بود قرار بود از ما امتحان ترم عملی بگیره

رفتیم تو دخمه... صدای ضجه میومد، انگاری دورتادور زندان و شکنجه گاه بود و ما از یه راه رو میرفتیم سمت اتاق تشریح

گفتن سه تا جسد هست باید قسمت های خواسته شده رو نام گذاری کنید

ایستاده بودیم که سه تا جسد رو از بالا پرت کردن پایین

یکیشون دم داشت،  یکی شون سم داشت،  یکی هم گوشای خر مانند!
من اسکاپولا و کلاویکل و پاتلا و تیبیا رو نام گذاری کردم،  دیدم رو دم اونی که دم داره پنس گذاشتن که این قسمت از دم چه نام دارد؟
هر چی من گریه میکردم به خدا تو آناتومی گری قسمت دم نداشتیم، آخه مگه آدم هم دم داره؟
پیرمرد مو پشمکی هم داد زد حرف نباشه! غلط کردی گری خوندی،  رفرنس شما اسنل هست! شما دو نمره از ترمت کم میشه!
همین جور داشتم گریه میکردم زندانیا و اون سه نفر همکلاسیم ازم میخندیدن...
خدا رو شکر دیشب زلزله اومد از خواب پریدم...
بله دیشب گرگان زلزله اومد ساعت 4 صبح! و من هیچ وقت فکر نمیکردم از زلزله اومدن خوشحال بشم

.

.

.

بابت صحنه های مخوف معذرت میخوام😂












  • ۹۶/۱۰/۰۹
  • Hope ful

نظرات (۴)

  • آنیا بلایت
  • وای خدا خیرت بده با این خوابت کلی خندیدم:)))))♡♡♡
    پاسخ:
    ولی خودم کلی وحشت کردم :((
    واااااای  چقدررررر وحشتناکککک بود خوابت😲
    این زلزله ها چرا اینجوری میان یه دفعه بیان و برن دیگه😑
    پاسخ:
    بالاخره یکی پیدا شد عمق واقعه رو درک کنه🙃 برا هرکی گفتم خندید به خوابم😑
    من فکر میکردم اینجا زلزله نیاد آخه صفحه ی البرز از اون منطقه کرمانشاه و هجدک کرمان که شامل صفحه زاگرس میشه جداست! هر چی فکر میکنم و میگردم دلیل منطقی واسه این زلزله ها پیدا نمیکنم.
    زلزله هم نعمت خداست و کلی benefit داره اگه بدونی، اما شره واسه مردم، مخصوصا روستاییا
    خدا خودش رحم کنه...
  • 🌹گل خاتون🌹
  • وااااای😂😂😂عااااالی بود
    فقط اون قسمت دمش:))))
    پاسخ:
    الان تعریف میکنم خنده داره وگرنه تو خواب به قدری حرص خوردم از خواب پریدم سر معده ام داشت میسوخت😕
    خدا نصیب نکنه😂
  • همدم ماه
  • ما این ترم آناتومی عملی نداشتم
    کلا آناتومی عمومی داشتیم و رفرنس هم اسنل بود
    کلا آناتومی این ترم خیلی بهمون خوش گذشت😋
    وای من اگه جسد ببینم میمیرم می‌دونم ترم بعد غش میکنم😥
    خدایش از اومدن زلزله خوشحال شدی؟😓
    من این چند روز که زمین بازیش گرفته هر شب که میخوابم از ترس زلزله اشهدمو میخونم😢
    پاسخ:
    چه قدر خوش به حالتونه شما!
    حالا که فکرشو میکنم مسئولین آموزش دانشگاه ما چه قدر بی فکرن! علاوه بر آناتومی عملی، ما تو این ترم کل کتاب اندام گری رو خوندیم... دو بخش از جنین هم با آناتومی امتحان میدیم دو نمره یعنی عملا این ترم 11 فصل جنین خوندیم رو هم!
    جسد ترس نداره مخصوصا اگه مثل مال ما مال 15،10 سال پیش باشن
    آره خوشحال شدم زلزله اومد از خواب پریدم فهمیدم داشتم خواب میدیدم 😂
    تازه خوبه بدونی اصلا از جام پا نشدم و با یه لبخند عمیق تو رخت خواب موندم تا تموم بشه😁

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی